السيد موسى الشبيري الزنجاني

7705

كتاب النكاح ( فارسى )

همانطورى كه با احرام بستن پيغمبر صلى الله عليه و آله در موقع ظهر ، رجحان در احرام بستن در ظهر ثابت شده است - و اين فعل حضرت واسطه در ثبوت بوده است نه اينكه كاشف از مطلوبيت قبلى باشد ؛ چرا كه در روايات وارد شده است كه اگر حضرت آب را زودتر پيدا مىكردند ، زودتر غسل كرده و احرام مىبستند و به جهت نبود آب و نياز به تهيه آن از كوهها و دير آماده شدنش غسل حضرت و شروع احرام بستن او به هنگام ظهر كشيده شد - يعنى همانطورى كه مانعى ندارد كه خود فعل پيغمبر صلى الله عليه و آله از علل ثبوتى براى مطلوبيت پيدا كردن شروع احرام از هنگام ظهر باشد ، در اينجا هم مىتوان گفت كه در موارد تساوى مصلحت و مانند آن ، نفس تقديم خداوند متعال در قرآن باعث مطلوبيت در تقديم آن بر چيزهاى ديگر مىشود . شبهه دوم : ممكن است گفته شود كه در عين حال ما مواردى را در قرآن مىيابيم كه اين قاعده و اصل قرآنى در آنها جريان ندارد مثل آيه ( أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ . . . ) * كه رعايت ترتيب در بين آنها در عمل كردن لزومى ندارد و همينطور مثل ( الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ ) « 1 » كه رعايت ترتيب در شلاق زدن در ما بين زن و مرد لزومى ندارد . جواب از شبهه دوم : ممكن است بگوييم كه اصل ياد شده اختصاص به امر واحد ارتباطى دارد و اما درباره مطلوبات استقلالى مانند نماز ، روزه و زكات كه امور مستقله‌اى هستند اصل مذكور نمىآيد و ما نحن فيه هم از قبيل صفا و مروه كه اجزاء طواف هستند و غسل وجه و دست و مسح سر و پاها كه اجزاء وضوء هستند و مطلوب واحدى هستند ، مىباشد ؛ چرا كه وعظ ، هجر و ضرب همه‌شان در جهت رفع مشكلاتى است كه از نشوز سرچشمه مىگيرد و لذا مطلوب واحدى در آنها وجود دارد .

--> ( 1 ) - النور : 2